تبليغاتX
Physical Idea

Physical Idea

اندیشه ی فیزیکی

در اوهام

روی کاناپه ی آبی

از خواب می پرم

صداها،

     مهیب

          به گوش هایم تجاوز می کنند

صدای بمب ها و موشک هاست که بر شهر فرود می آید

 

اما نه

این صدای رعد است

می بارد

و نور اندک در قطرات کف حیاط تلالو می کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 1:33  توسط  

همونجور که هستی بیا،

مثل یه دوست،

مثل یه دشمن قدیمی،

همونجور که هستی بیا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 8:43  توسط  

ای کاش، ای کاش، ای کاش، ای کاش

داوری، داوری، داوری، داوری 

درکاربود، در کار بود، در کار بود، در کار بود... 


کاشکی،کاشکی،کاشکی،کاشکی،

قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی، 

درکاربود، در کار بود، در کار بود، در کار بود... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم بهمن 1389ساعت 19:26  توسط  

آزمون کارشناسی ارشد فلسفه علم برگزار شد:

هر سال از ۲۵ سوال فلسفه، ۲۲ سوال از فلسفه غرب و ۳ سوال از فلسفه اسلامی بود، امسال، ۲۲ سوال از فلسفه اسلامی و ۳ سوال از فلسفه غرب!

 

نوشتار زیر پاسخی ست به دفاعی که در وبلاگ پشت کنکوری از این وضعیت شده نوشته شده است:

من کاری به فحاشی ندارم. اما:  
اولاً که در مورد اینکه اصولاً آیا ما مقوله ای اصیل به نام فلسفه ی اسلامی داریم یا خیر، مطمئن نیستم. مثلاً آیا ما فیزیک اسلامی می توانیم داشته باشیم که فلسفه ی اسلامی داشته باشیم؟ یا فیلسوفان مسلمان آیا چون مسلمانند نظراتشان هم در قالب فلسفه ی اسلامی قابل دسته بندی است؟ یعنی اساساً آیا ما فلسفه ی اسلامی داریم یا فلاسفه ی اسلامی؟
یا اساساً وقتی شما اون چیزی که به عنوان فلسفه ی اسلامی مطرح می شود را می خوانید، چقدر مفاهیم جدید نسبت به فلسفه ی قبل از آن در می یابید؟
یا اینکه چقدر از این مفاهیم، ترجمه ی آثار یونان اباستان و یا ترکیب آن هاست؟
قدرت مفهوم سازی در فلاسفه ی اسلامی مورد بحث است نه این که نظر آن ها در مورد سوالات فلسفی چیست!
این بحث، بحث ساده ای نیست، شاهد این که همین بحث را در محضر مرحوم دکتر سهراب علوی نیا ی فقید تلمذ کردم.

در هر صورت اگر هم چنین فلسفه ای وجود خارجی اصیل هم داشته باشد، این که یک حوزه در اندیشه، ادعای ورود به حوزه های دیگر و حتی تسلط هم داشته باشد چقدر پذیرفتنی ست؟ به نظر می رسد اسلامیون در حوزه ی فلسفه ی علم فیزیک، که قطعاً هیچ ربطی به فلسفه ی اسلامی (به فرض وجود) ندارد ورود آن، بی مورد به نظر می رسد.

یا در حوزه های دیگر: اقتصاد (اسلامی!)، مدیریت، جامعه شناسی و علوم اجتماعی، بانکداری، علوم سیاسی و دیپلماتیک، روان شناسی، بازرگانی، پزشکی، تغذیه...

گویی اسلامیون به دنبال "اهمیت تراشی" برای خود هستند. رد این تفکر را می توان دید که مذهب، برنامه ی زندگی فردی و اجتماعی ست و قدرت اداره ی جامعه را دارد و امور را می بایست به دین پژوهان سپرد و ...

اما تجربه ی بشر نشان داده است که مذهب، از بدترین اداره کننده گان جامعه است و هرگاه جامعه ی بشری به سمت مذهب رفته، چیزی جز ایستایی و فقر و از هم پاچیدگی و فساد نبود که نبود. دیگران گشتند، نبود، ما گشتیم که دیگران نگردند!!

ضمناً حضرات آقایان به چه عنوانی سیاست را سطحی می انگارند؟

+ نوشته شده در  شنبه یکم اسفند 1388ساعت 18:10  توسط  

اینجا کجاست؟

صحرای نوادا نیست. شاید کویر لوت، یا دشت مرکزی ایران...

اینجا زاینده رود است، شاهرگ اصفهان، آنجا که دیگر نه زاینده است و نه رود...

خشکی اش به باورم نمی آمد، شنیده بودم که آب ندارد، ولی تصور آب کمی در میانه رود داشتم. شایعات مردمان را شنیدم. گویی سدی زده اند و بسته، بلکه لایه های عمقی خاک را خشک کنند. که تونل مترو اصفهان از زیر آن می گذرد و در خیابان چهارباغ سر از خاک در می آورد.

اما هر چه بود، رونق اصفهان و سی، سه پل، پل خواجو و تریا های چای و قلیانش دیگر نبود. کاش اصفهان، اصفهان بماند، بدون مترو باشد بهتر

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 17:47  توسط  

برف همچنان می بارد و تو همچنان نمی آیی.

زمستان همچنان هست و من همچنان مست و دلتنگ و تو همچنان نمی آیی.

 

"بگذار و بگذر

دیر یا زود

باید گذاشت و گذشت"

تو هم گذاشتی و گذشتی

            هیهات!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 22:3  توسط